همه حتي آن شن, آن كشتي , آن دريا
شن در انديشه پاهايي ست
كه موافق باشند
در جهت هاي مخالف با هم
بادبان در دل پاره خود حسرت قايق دارد
قايق سرگردان
حسرت باد موافق دارد
موج دريا با خود مي گويد
گر نباشد كشتي
چه كسي مي فهمد
من تلاطم دارم
همه كمبود محبت دارند
همه حتي اين شعر
كه دلش مي خواهد مستعمان كف بزنند
و اگر امكان داشت
دنبك و دف بزنند
من دلم مي خواهد راه خودم را بروم
بر خلاف جهت و سمت فلش
اين ميان اما شعر
بي خيال , وللش
مرحوم عمران صلاحي

سلام
اميدوارم حالتون خوب باشه.
داشتم روزنامه ها رو به طور خلاصه مي خوندم كه برخوردم به يك عنوان كه در مورد انتخاب عروسكها بود و انتقادي كه از نحوه رو به رشد واردات عروسكهاي بيگانه همراه با ايجاد شخصيتهاي جديد براي كودكان. همه مطلب رو كاملا خوندم برام جالب بود كه چرا اين گونه انتقاد شد. _البته فكر كنم ادامه داشته باشه_
اگر 20 سال پيش يك عروسك پوليش صورتي رنگ با صورتي پلاستيكي و چشماني آبي و لبهاي قرمز آلبالويي و يا يك كاميون با بدنه سبز و زرد با چرخهاي پلاستيكي بزرگ به دست بچه مي داديد كلي كيفور مي شد و ذوق مي كرد اما امروزه جريان كاملا فرق مي كند. ديگر آن عروسكهاي بي حركت با چشمان ثابت را كسي توجه نمي كند حتي اگر بزرگترها هم دخالتي در خريد نداشته باشند كودك خود به دنبال وسيله اي براي اوقات فراغت و تنهايي مي گردد كه ناب و به روز باشد. حال بياييم ببينيم چقدر زمينه سازي در اين باره صورت گرفته؟ بهتر است بگويم هيچ ( البته در مقايسه با كشورهاي ديگر) وقتي بيان مي شه كه كشور چين حتي اومده عروسكهايي رو ساخته كه به زبان فارسي هستش و يا از فرهنگ فارسي تبعيت مي كنه خيلي تعجب كردم طبق آمار كشور چين 95 درصد بازار عروسك ايران را به خودش اختصاص داده و اين درصد قابل تاملي هستش .
روزگاري عرسكهايي با لباسهاي محلي و سنتي مثل دارا و سارا و يا نادر و نازي و از اين دسته به بازار عرضه شدند اما آيا واقعا چند تا از اين دسته را كودك قبول مي كند؟ چه مدت مي تواند با آنها سر كند؟ در جايي ديگر از اين روزنامه نوشته بود كه شخصيت هايي كه به شكل عروسك در آمدند مثل شرك , تام و جري و يا ... كارهاي منافي اخلاق انجام مي دهند و آن عروسكهاي وارداتي پشت ويترين به نا آگاهي هاي ما پوزخند مي زنند. بياييد منطقي فكر كنيم. به صفحه حوادث روزنامه هاي نگاه كنيد آيا واقعا اكثر اين جرمها از سر نياز مالي صورت گرفته ؟ يا چيز ديگري در كار بود؟ قتل دو كودك مرودشتي به دست پسر 18 ساله بخاطر اين بود كه اين افراد از كودكي فيلمهايي از اين دسته ديده اند؟ در آن زمان كه از اين قبيل فيلمها خبري نبود شايد هم پسر شجاع با اون دختر ....؟ يا پلنگ صورتي ....؟ و يا در خونه مادر بزرگه خبري بو د و ما نمي دانستيم...؟ عروسكهاي غربي وارد بازار شده اند چون عروسك قابل مصرف داخلي در بازار نيست. در ايران حتي دبير شوراي نظارت بر اسباب بازي داره اما واقعا افراد زير مجموعه اين گروه چه كرده اند؟ به نظر من ابتدا قبل از انتقاد از اين كه چرا اين عروسكها وارد بازار شده اند و كلي ماده و تبصره براي منع ورود اين نوع اسباب بازي ها بايد انتقاد كنيم كه چرا ما به طراحي و ساخت عروسكهاي زيبا با سبك ايراني خود نمي پردازيم؟ حتما كسي وام 60 ميليارد توماني به صاحب كارخانه هاي عروسك سازي نمي دهد.......
اين شورا چه اسباب بازيهايي را ممنونه معرفي كرده :
عروسكهاي آوازه خوان ايراني و خارجي كه بخش موزيكال آن عينا بر اساس اجراي اصلي خواننده مشخص تهيه شده است يا داراي موزيك تند غربي است, اسباب بازي هايي نظير پيانو , گيتار و ... كه داراي چيپ آوازه خوان هستند و عينا تقليدي است, عروسكهاي باربي, سندي خانواده سيمسونها و لوازم جانبي آنها كه مروج فرهنگ غربي بوده يا در راستاي ترويج مسائل غير اخلاقي تهيه شده اند, عروسكهايي كه اندام آنها كودكانه نيست, اسباب بازيهايي كه به نوعي در راستاي اشاعه يك تفكر خاص كه در تقابل با فرهنگ خودي و ارزشهايي مذهنبي باشند, عروسكهايي كه اندام كودكانه دارند اما به موضوعات تفاوتهاي جنسي تاكيد شده است. عروسكهاي داراس اسلحه و شمشير كه مروج خشونت و قدرت طلبي باشند.و .....
موضوع بعدي اين كه نوشته بودند سمند ارزان قيمت امسال به واحد هاي تاكسيراني عرضه مي گردد. اين ديگه چه صيغه اي است سمند ارزان قيمت ؟؟؟ !!!!
كمي چشمهايمان را باز كنيم....
** ماري **

سلام
اميدوارم حالتون خوب باشه.
خوب بابي هم رفت تا دو ماه ديگه براش توي اين دو ماه روزهاي خوشي رو آرزوي ميكنم و هر كجا كه هست دلش شاد باشه. و يك چيز جالب اعترافات روسويي بابي بود كه خيلي تعجب كردم. حتما واقعا براش خيلي سخت بود. اميدوارم سختي راه به پاياني خوش و هموار منتهي بشه.
در مورد دوست داشتن كه بابي مطرح كرد يك چيزي بگم:
حقيقتش در جايي كه ما زندگي مي كنيم ( تعميم نمي دم به كل ايران شايد اين طور نباشه) اگه دختر به پسر بگه دوستت دارم و به پسره ابراز علاقه كنه و اين كه خودش بياد حتي رسمي مطرح كنه اصلا وجود نداره آخه وقارش ؟!؟!؟!؟!؟!؟! ميره زير سوال حالا چرا؟ خوب معلومه چون دختره بي شرم به پسر مردم چسبيده حتما خبري هست كه خودشو آويزون كرده. ( من بارها و بارها ديدم دخترهايي كه پسري رو دوست داشتن اما نگفتن چون منتظر موندن تا اون بياد بگه من بارها چشمان حسرت بارشون رو ديدم اما ....) حالا اگه پسره به دختر بگه كه دوسش داره آخي چه پسر خوبي ... اصلا اهل دختر بازي نيست فقط يك عشق داره ... واقعا چرا بايد اين طور باشه؟
مطلب دوم اين كه اي كاش بقول بابي اين جمله دوست دارم براي ما كليد باشه كليد همه محبتها نه يك گولزنك و دل خوش كن. بابي گفت كه آيا تا حالا شده كه به كسي بگيد دوستش داريد بعد پشيمون شده باشيد؟ اينو حتما جواب بدين: الان حس حسرت داريد يا نفرت؟ رفتيد توي فكر و داريد فحش و بد و بيراه مي ديد؟ يا براش آرزوي خوشي مي كنيد؟ اغلب ما در دوست داشتن خودخواهي رو بيشتر از دگرخواهي قبول داريم براي همين تا اسم پشيموني يا به گذشته اي از دوست داشتن كه الان رابطه اش تمام شده فكر مي كنيم اغلب حس بد و افكار منفي مياد سراغمون اما بياد هميشه براي كسي كه حتي براي يك ثانيه هم شده روزي دوستش داشتيم براش آرزوهاي خوب داشته باشيم.
در پست _ دوست دارم _ بابي ,اينقدر قشنگ سوال مطرح كرد و اينقدر جالب مساله رو شكافت كه اگه بخوام تك تك بررسي كنم بايد ده صفحه اي بنويسم ولي بياييد تو دلمون جواب بابي رو بديم با خودمون كه مي تونيم رو راست باشيم مگه نه؟
باز هم براي بابي لحظات خوشي رو آرزوي مي كنم.
در پناه حضرت دوست
** ماري **

خوشحال نشید . این وداع به این معنی نیست که برای همیشه دارم میرم . هنوز یک هفته نیست که این وبلاگ رو درست کردیم حالا بذارم برم ؟!
خوب خیلی هم ناراحت نشید حداقل یه مدت از دستم راحتید . شاید توی 2 ماه آینده نتونم پستی بذارم و همه پستها با ماری باشه اما هر زمان بتونم منم آپ دیت میکنم .
وداع بعضی وقتها خوبه مثل وداع از بیماری یا وداع با کارهای بد و یا ... اما اکثر وداع ها با ناراحتی همراهه . همیشه وقتی میخوام از خانواده جدا بشم و برم برام خیلی سخته . این زمان فکر میکنم دارن قسمتی از وجودمو میکنن . در طول این سالها نتونستم با این حس کنار بیام .
روز آخر همیشه سعی میکنم حسابی سرم رو گرم کنم تا کمتر به رفتن فکر کنم . امروز خوشبختانه حسابی مشغول بودم . جای همه شما خالی امروز خالم همه رو دعوت کرده بود بریم باغ . یه جور گودبای پارتی . فکر کنم اونها هم متوجه شدن رفتن برام سخته و میخوان اینطوری یه کم رفتن رو برام راحتتر کنن . الان خیلی خسته هستم اما این یه طورایی بهتره . دیگه شب راحت میخوابم و کمتر فکر میکنم .
معمولا من قبل از رفتن با کسی خداحافظی نمیکنم . آخه برام خیلی سخته . ولی بعد از رفتنم به اونهایی که بتونم تماس میگیرم . اینطور دیگه اونجا برام خیلی خوش آینده که بتونم با اونهایی که دوسشون دارم صحبت کنم . این کلک فوق العاده در مورد من اثر میکنه . هرچند بعضی ها یه خورده از دستم ناراحت میشن اما برای من راحت تره . میبینید چقدر خودخواهم؟
میبخشید که این پستم کمی بوی غم میده اما باید برای اولین بار این احساسمو به کسی میگفتم . آخه میدونید غرور ما آقاییون بهمون اجاره نمیده گریه کنیم یا از این چیزها با کسی درد دل کنیم پس باید یه جور دیگه خودمون رو تخلیه کنیم .
خوب امیدوارم همه شما پیش اونایی که دوستشون دارید بتونید باشید و لحظات شادی رو در کنار هم داشته باشید .
ماری عزیز فعلأ تا یه مدت خدانگهدارت یاشه .
شاد باشید و سلامت
"بابی"

تا حالا به چند نفر این جمله رو گفتید ؟ یا یه سؤال بهتر که شما این جمله رو کی و برای چه کسایی استفاده میکنید ؟
شما از اون آدمهایی هستید که هر روز این جمله رو به دیگرون میگید یا اصلا فراموش کردید چنین جمله ای هم هست ! یا شاید اونقدر بزرگ شدید که اصلأ افته که به کسی بگید دوسش دارید !
آیا شما واقعأ کسی رو دوست دارید ؟
عزیزی بود که میگفت "هیچوقت به کسی نگو دوست دارم چون اون پررو میشه." شما چی فکر میکنید؟
راستی اگر کسی به شما این جمله رو بگه شما چکار میکنید؟ جواب شما چیه ؟
ومهمتر از اون برخوردتون چطوره ؟
اگر به کسی گفتید دوست دارم توقع چه جواب یا عکس العملی از اون دارید ؟
تا حالا شده روتون نشه به کسی بگید دوسش دارید و بعد ............
تا حالا شده به کسی بگید دوسش دارید و بعد پشیمون بشید ؟
راستی چه کسی ارزش این جمله رو داره ؟ یا ارزش این جمله چقدره؟
نترسید قصد ندارم بشینم تمام این سؤالاتو جواب بدم . آخه به من چه ربطی داره که کی به شما گفته دوستون داره یا شما به کی گفتید . به من چه که برخورد شما با این جمله چیه یا برخورد طرف چیه . من فقط میگم خودتون بشینید به این سؤالات فکر کنید و اگر دلتون خواست به من فضول نظرتون رو بگید . واقعأ دارم میترکم از این فضولی .
اما یه پیشنهاد از من به همه شما :
اگر کسی رو دوستش دارید حتمأ بهش بگید تا دیر نشده آخه مگر نمیدونید که خیلی زود دیر میشه . پس تا دیر نشده بدو که اگر تمام شد دیگه تمامه و فرصت دوباره وجود نداره .
گفتن دوست دارم از ارزش آدم کم نمیکنه و یادمون باشه هرکسی ارزش دوست داشتن نداره . فراموش نکنیم این جمله برای بعضیها به عنوان کلیده و بعضی فقط برای .... به شما میگن دوستون دارن . و بدونیم گفتن این جمله برای خیلی ها سخته و شاید هیچوقت نگن. و یادمون نره اونی که این جمله رو میگه چقدر به خودش فشار آورده که اینو بگه .یاد بگیریم که اگر به کسی گفتیم دوسش داریم دلیلی نداره که اونم به ما بگه دوسمون داره و یا حتی دوسمون داشته باشه .
"بابی"

سلام
اميدوارم حالتون خوب باشه.
موضوع اول:
بي مقدمه مي رم سر اصل مطلب:
بابي گفت دخترها در مورد تعداد دوست دخترها از پسر مي پرسن ( البته بلعكس هم مي تونه صادق باشه) و بهتره كه اين كار رو نكنن, اما من خودم نمي تونم نپرسم به سه دليل:
دليل اول: جلوي كنجكاوي رو نميشه گرفت حالا چه برسه به كنجكاوي زنونه در اين مورد.
دليل دوم: اينكه چقدر طرف نسبت به طرف مقابل با صداقت رفتار مي كنه.
دليل سوم: اگه قضيه كمي لاو تركوني و از اين حرف ها باشه خوب معلومه كه طرف مي خواد هميشه آس باشه نه مخلوط بي بي هاي ديگه.
البته از یه منظر دیگه هم میشه بهش نگاه کرد :
۱- بخاطر حس برتری خواهی و تک بودن : که منجر به حسادت و یا مقایسه با دیگران صورت بگیره. (که در بالا هم گفته شد)
۲- شاید هم به دنبال دلیل اصلی این دوستی هست. چرا دست دوستی به سوی او دراز شده است؟ آیا خود شخص مهم بود یا نیازهایی که در هر مورد پیش آمده؟
۳- شاید هم از این که در سری کلکسیونهایی قرار بگیرد بیزار است برای همین از این دسته سوالها مطرح می شود
۴- شاید هم به دنبال آن است که در سری کدام یک از دوستیها قرار گرفته . چقدر فرد مقابل بر روی دوستیهای ایجاد شده پایبند می باشد ؟
۵- شایدهای دیگری هست که دیگه نظر شخصی فرد هست اما اینها رو می تونیم جزء چهارچوب طرح سوال بدونیم.
حالا اگه طرف حقيقت رو گفت , دو حالت پيش مي ياد:
حالت اول: با قضيه يه جورايي كنار مي يان .
حالت دوم: تحت هيچ شرايطي نمي تونن كنار بيان و قطع رابطه.
حالا اگه دروغ بكن:
حالت اول : طرف قبول كنه : البته به نظرمن اگه طرف بگه كه نه اصلا دوستي نداشت كمتر كسي قبول مي كنه و اگه قبول كرد در حقيقت داره خودش رو گول مي زنه درضمن بعضي ها از اين كه خودشون رو گول بزنن خيلي راضي هستند و خوش بحالشون ميشه.
حالت دوم:به هر جهت قبول كنه ولي اگه خداي نكرده در جايي قضيه خودش رو نشون بده ( يعني همون لو رفتن) از 100 پله حس اعتماد 99 تاش خراب ميشه و شايد منجر به قطع رابطه نشه اما واقعا جهنمي درست مي شه كه نپرس.
مطلب رو خلاصه كنم :
دوستي واقعي ( تاكيد مي كنم واقعي ) ارزشش خيلي خيلي بيشتر از اين سوال و جوابهاست. شايد اين مسائل پيش بياد اما مهم برخورد ما نسبت به موضوع هستش , پس لطفا اندر خم يك كوچه نباشيم.
(ببخشید اگه کمی تند و یا پراکنده حرف زدم)

ديروز يه جورهايي ناخواسته به بلاگرهايي سر زدم كه وقتي وبلاگشون رو خوندم خيلي برام جالب بود. اين دسته از بلاگرها به طور گروهي به دنبال هدفي يكسان بودند ( درست يا غلط بودن مسأله اصلا به من مربوط نيست) اما از اين كه اين طور منسجم به دنبال يك خط مشي حركت مي كنند برام قابل تقدير است. هر چند در طول راه برايشان خطراتي هم وجود داره اما از استقامتشون خوشم اومد. من هميشه از كساني كه هدفمند هستند خوشم مياد. براي اين دسته از افراد آرزوي عاقبت به خيري دارم.
** ماري **

احترام به (و نه قبول) نظر دیگران حتی به نظر مخالفامون .
اگر مطالب باب میل کسی نیست خوشحال میشیم نظرتون رو بنویسید . اما لطفا توهینی به کسی نکنید مبادا ترک برداره شیشه دلی . پیشاپیش ممنون .

شما آقاییون حتمأ تا حالا چندین وچند چند بار با این سؤال از طرف خانمها مواجه شدید . این سوأل حداقل در زمان خواستگاری از شما پرسیده میشه . معمولأ هم زمانی هست که یه مقدار صمیمیت بین دو طرف بوجود میاد . اگر هم با دختری برخورد کنید که هنوز اونقدر صمیمی نیست که بپرسه میتونید این سؤال رو از تو چشماش به وضوح بخونید . هرچند دوستهای شما (پسرها) هم این سوأل رو میپرسن اما این پرسیدن کجا و اون کجا .
همیشه برام جالب بوده بدونم واقعأ (تکرار میکنم واقعأ) دلیل این سؤال چی میتونه باشه !؟
بی شک این از کنجکاوی زنونه سرچشمه میگیره اما جالبه برام بدونم برداشت خانمها از جواب آقا پسرای گل چی هست .
من معمولأ وقتی با این سؤال روبرو میشم زیاد تعجب نمیکنم . این روزها یه رکورد گیری برای خانمها پیش خودم ترتیب دادم که ببینم اگر با دختری آشنا بشم تا کی بر این کنجکاوی زنونه غلبه میکنه و نمیپرسه .
امروزه متأسفانه یا خوشبختانه اکثر آقا پسرای گل میتونن یه شازده خانم گل به عنوان دوست برای خودشون پیدا کنن (اینجا کاری به خوب یا بد بودن این مسأله ندارم ) .
حالا واقعأ چه زمانی این سؤال پرسیده میشه؟
جوابش معلومه . وقتی که این کاکل به سر ما برای گیسو کمندمون مهم بشه و این هم زمانی هست که محبتی (هر چند کوچک) به طرف مقابل پیدا بشه . اما جواب آقاییون چی میتونه باشه؟
اگر این گوگوری مگوری ما پسر خوبی باشه که خوب کسی به اون شک نمیکنه که ازش بپرسه و این پسر خوب ما اونقدر موقع صحبت خجالت میکشه که اصلأ گل به سر ما خودش روش نمیشه ازش بپرسه و تازه این گوگوری مگوری ما اگر اینطور باشه دیگه نمیاد با این شازده خانم ما صحبت کنه (کی بود گفت پسره ببو هست؟ ..... خیلی بی ادبی . اتفاقأ خیلی هم پسر ماهیه . هر چند نسلشون مثل نسل دایناسورا منقرض شده یا اگر خیلی خوش بین باشیم از گونه های نادر خلقتن )
اما مشکل زمانی پیش میاد که این پسر ما پالونش کجه و قبلأ دوستی داشته یا هنوزم داره . خوب این گل پسر ما دو راه بیشتر نداره . یک اینکه دروغ بگه . آره ساده ترین کار و اثر بخش ترین جواب . به قول قدیمیا یه نه بگه و قال قضیه رو بکنه . حالا اگر این دخترکمون باور کرد (ک تصغیر دخترک رو فراموش نکنید) که اونوقت آسمون زیر پای دو طرفه . اگر هم دختر خانم قصه ما باور نکرد (این دیگه بزرگ شده وبرای خودش خانمیه ) که مسابقه شروع میشه . از پسره معلق زدن و از دختره هم میس مارپل بازی درآوردن . چه هیجانی داره این دوستی . دن ژوان میگه یه خاطره بگم . میس مارپل میگه خاطره کیه؟! یا میگه سحر خیلی خوبه واسه درس خوندن . طرف میگه (با یه لحن جانسوز که دل سنگ کباب میشه ) دیدی مچتو گرفتم . تو سحر رو دوست داری نه منو . و الا آخر . اما بازم خوبه که رابطه ادامه پیدا میکنه .
حالا میخوام ببینم کدوم پسره که جرأت داره حقیقتو بگه .
خانومهای عزیز اگر این موضوع واقعأ براتون مهمتر از طرف مقابله بپرسید . یا پسرک حقیقتو میگه که معمولأ با خداحافظی همراهه (یا حداقل با سرخوردگی شما) ویا آقاپسر ما دروغ میگه که مسابقه شروع میشه و ضد حال و اعصاب خوردی و .....
اما اگر طرف براتون از این موضوع مهمتره پس (لطفأ) سؤال نکنید .
شما گل پسرا هم (لطفأ) حقیقتو بگید .
"بابی"

اميدوارم حالتون خوب باشه
الان داشتم توي فكرهام چرت مي زدم كه تصميم گرفتم فكر هام رو اينجا بنويسم.
از صبح كه توي يك روزنامه باز هم در مورد ترويج ازدواج موقت خوندم توي فكر رفتم ، اصلا حس خوبي نسبت به اين كار ندارم. اغلب دختران ما احساسي رفتار مي كنند و اكثر خانواده ها تنها جوابي كه به اين كار دختران مي دهند خشم و عصبانيت است. آيا واقعا با ترويج ازدواج موقت راهكاري صحيح مبني بر جلوگيري از فساد اجتماعي برداشته ايم؟ بعد از ازدواج ويا همان پايان زمان قراردادي ازدواج هر يك از طرفين چه مي كنند؟ پسر به كدامين سوي جامعه كشيده مي شود وقتي طعم گس يك ازدواج را در خاطر دارد و دختر به كجا پناه مي برد وقتي در ذهنش خاطرات يك مرد را به عنوان شوهر موقت بياد خواهد داشت؟ و اين ميان سرنوشت فرزندي كه بوجود مي آيد چه خواهد شد؟ دردهايي مثل ايدز و از اين دسته بيماريها را چگونه مي توان كنترل كرد وقتي اين گونه حرف از ترويج مي زنند؟
جالب اينجاست كه اولين بار روزنامه اي با تيتر درشت آن را نوشت آيا واقعا نشان از چيست؟ خبر يا تبليغات؟ كاش كمي چشمهايمان را باز مي كرديم.....................
در پناه حضرت دوست
** ماري **

امیدوارم حالتون خوب باشه.
من ماري هستم و همانطور كه بابي در پست قبلي گفت مي خوايم يك وبلاگ دو نفره رو شروع كنيم. نحوه آشنايي رو بابي خان با اندكي تخليص خدمت شما گفتند. از اونجايي هم كه اين روزها بابي سرش شلوغه پس بيشتر با پستهاي من روبرو مي شيد.
ضمناً, توي اين وبلاگ مي خوايم از هر چي كه شده حرف بزنيم پس لطفا اگه موضوع هايي كه به ذهنتون ميرسه رو براي من و بابي مطرح كنيد ممنون ميشيم.
در پناه حضرت دوست
** ماري **

میخواید یادتون بدم چطور تو سه سوت وبلاگ یسازید .
اول با یکی شروع میکنید چت کردن . بعد به طرف مقابل میگید خیلی جالبه که یه وبلاگ دو نفره (یا چه بهتر که بیشتر )درست کنیم . شما هم شروع میکنید به تعریف بیشتر از طرح . خوب اونم کامل طرفدار طرح میشه . حالا میمونه اینکه کارها رو بندازید گردن اون . خوب چه دلیل بهتر از اینکه شما مشغولید؟
من با این سیستم تونستم صاحب یا بهتره بگم شریک این وبلاگ بشم اما این میون یه اتفاق ساده نقشه ها رو به هم زد . وقتی من توپ رو انداختم تو زمین ماری اونم سریع با یه دفاع توپ رو خوابوند تو زمینم(یک صفر به نفع ماری) . آره گفت حالا که چند وقتی نیستی باید جبران کنی . پست اول هم افتاد گردن من .
اما واقعأ جی شد؟ همون طور که گفتم من وماری داشتیم چت میکردیم که صحبت به وبلاگ رسید . منم طرحی رو که از مدتها تو ذهنم بود رو به ماری گفتم . یه وبلاگ دو نفره پسر و دختر ( فکر کنم این طرحمو قبلأ دیگرون ازم دزدیدن ) که توی اون مسائل از دید یه دختر و یه پسر مطرح میشه .نمیدونم نتیجه چی میشه خوب ما اینو شروع میکنیم تا ببینیم به کجا میرسه .
در ضمن باور کنید من رفیق نیمه راه نیستم که ماری رو تنها بذارم اما به خاطر کارم واقعأ نمیتونم مدام باشم . با اینهمه همینجا به ماری قول میدم هرچقدر بتونم کمک کنم .
ماری عزیز خسته نباشی و همیشه موفق باشی







