تبليغاتX
سکوت
__می دانم زمان فریاد کشیدنم نزدیک است__

به آسمون نگاه میکنی، میبینی آسمون داره ابری میشه. کم کم ابر تمام آسمون رو میپوشونه. راهتو ادامه میدی و میری . ابرا سیاه وسیاه تر میشه.

  • سرعتتو بیشتر میکنی تا زودتر به خونه برسی. آخه آسمون نشون میده که هوا داره بارونی میشه.
  • همچنان به راهت ادامه میدی و میری. کارای مهمتری داری. بارون شروغ به بارش میکنه. حالا چکار میکنی؟
  1. سرعت رو بیشتر میکنی تا یه سر پناه پیدا کنی. یه سایبون مغازه، یه فرورفتگی ساختمان یا یه جای دیگه.
  2. میری یه  ماشین پیدا میکنی و سریع میری خونه. یا سر کارت.
  3. چتری، کتابی، کیفی ، روزنامه ای یا کیسه ای پیدا میکنی و میگیری رو سرت تا خیس نشی.
  4. یا ............

به آسمون نگاه میکنم. داره بارون میگیره. یه لبخند. به راهم ادامه میدم. بارون شروع میشه. سرمو بالاتر میگیرم تا بارون تمام صورتم رو خیس کنه. سرمومیارم پایین تا اطرافم رو بهتر بتونم ببینم. دستامو از توی جیبام در میارم و سرعتم رو کم میکنم. سعی میکنم راهمو بیشتر کنم تا بتونم بیشتر بارونو حس کنم. آخه بارون فقط برای آبیاری زمین نیست. برای آبیاری ما هم هست. فقط برای تمیزی هوا نیست. برای تمیزی روح هم هست. برای خیس شدن خیالمون.

بارونی باشید.

 

"بابی"


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 10:27  توسط ماری و بابی  | 

strive

 

 

-To strive, to seek, not to find and not to yield-

 

...Rolland...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 17:35  توسط ماری و بابی  | 
 

اگربراستي بايدساده دل باشي بزيبائي چنين باش

ورنه خاموش باش.زيرااكنون در همسايگي ما

مردي درحال مرگ است
                                                                           (جبران خليل جبران)

===============================

من بوی ترا می شنوم

اما

 .

.

.

.

تو

چرا

 صدای

 مرا

 نمی شنوی؟


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/23ساعت 16:31  توسط ماری و بابی  | 
سلام. اینبار هم منم. آره میدونم الان همتون میگید یارو مثل .......... میمونه. اگر صد بار هم بره بیرون و بیاد تو اتاق بازم سلام میکنه. این بخاطر تنبلی منه که حوصله ندارم دنبال اسم واسه مطالبم بگردم. دیدم مثل ماری هم نمیشه یه اسمو تکرار کنم و یا چندتا نقطه بذارم. خواستم نو آوری کنم.( یادتون نره این شاهکار مال منه. کسی کپی نکنه. همین جا هم اعلام میکنم که اگر خواستن منو به عنوان یه نوآور بدزدن من راضیم).

  • بابا ما میدونیم کارمون درسته. میدونیم باحال مینویسیم.میدونیم همه شما که میاید اینجا با مطالب ما حال میکنید. چیزی که نمیدونیم اینه که نقطه ضعفمون چیه. نمیدونیم شما از چه مطالبی خوشتون میاد. نمیدونیم شما در مورد هر کدوم از مطالب واقعآ چه نظری دارید. نمیگم ما اون طور خواهیم نوشت که شما میخواید یا فقط مطالب مورد نظر شما مطرح خواهد شد. آدم خود آزار هم نیستم که فقط بخوام بدی هارو بهمون بگید. میدونم دوستان لطف دارن اما تو رو خدا کامنتهای ما رو ببینید. اکثرآ میگن وب خوبی دارید، ادامه بدید. دوست خوب ما لطفآ نقطه ضعفمونم بگید. ما ناراحت نمیشیم.
  • یه خبر مهم. هفته دیگه دارم میام. میدونم    میدونم    نمیخواد بگید چقدر دلتون برام تنگ شده. از هفته آینده با اینکه امتحان مهمی دارم اما بازم وقت کافی برای آپ دیت کردن وبمون دارم. نمیگم هر روز اما حد اقل دو سه روز یه بار حتمآ آپ دیت میشیم. من مثل بعضیا نیستم( اصلآ به شخص خاصی به نام ماری اشاره نمیکنم) . من هر چقدر که سرم شلوغ باشه بازم میتونم توی هفته ۲ بار آپ دیت کنم. اونوقت دیگه نمیخواد اسم وبلاگمون رو عوض کنیم. آخه میخواستم به ماری پیشنهاد بدم اسم وبلاگمونو بذاریم چهار شنبه. وبلاگی که اگر اگر آپ دیت بشه چهار شنبه  به چهار شنبه هست بهتره اسمش بشه چهار شنبه. (بگذریم که این سری سه شنبه ماری آپ دیت کرد). بازم ممنون ماری عزیز که فراموشمون نکردی.
  • میدونید چرا مطالبم رو چند قسمت کردم؟ آخه هفته پیش اومدم مطالبم رو نوشتم یهو همه پرید. منم باید میرفتم و نمیتونستم بمونم. واسه همین نشد آپ دیت کنم. این بار دیگه کلک زدم. آدم عاقل یه بار پاش تو یه سوراخ میره. من که عاقل نیستم دو بار رفت. بابا مارو دست کم گرفتید. درسته عاقل نیستم اما خنگ هم نیستم دیگه.

 

شاد شاد شاد باشید

"بابی"    


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/17ساعت 11:11  توسط ماری و بابی  | 
بازم سلام

  • میدونید دیوونگی چیه؟ یه نفر دیوونس یکی دیگه دیوونگی در میاره. منم فکر کنم فقط دیوونگی در میارم. "دیوانه ای که مزه دیوانگی چشید                   با صد هزار سلسله عاقل نمیشود"           سعی کنید یه ذره، فقط یه ذره دیوونگیو امتحان کنید. خیلی با حاله. ببینید ماری عزیز با یه رنگ کردن اتاق چطور خوشحال شده. اون فقط یه ذره نورمهای زندگیشو کنار گذاشت و اینقدر حال کرد، اگر یه ذره دیوونگی کنه چقدر بهش حال میده. دیوونگی کردن برای این حال میده که شما از چارچوب زندگی عادیتون خارج میشید. آخه روح شما براش سخته توی چارچوب بمونه. بنده خدا اگر قرار بود چارچوب داشته باشه که میشد جسم دیگه روح نبود. سعی نکنید زندانش کنید. اونوقت میبینید چقدر زندگی شادتر و راحتتری خواهید داشت. اونوقته که احساس خوشبختی بیشتر میکنید. کلاسو بریزید دور. یه کم زنگ تفریح هم خوبه. حتمآ یادتون نرفته که سر کلاس بودن چقدر سختتر از زنگ تفریحه. چه اشکال داره یه کم زیر بارون قدم بزنید؟! به کی برمیخوره اگر توی خیابون یه کم بالا و پایین بپرید؟! اگر با بچه ها بازی کنید آسمون سر جاش خواهد موند. باور کنید که آدمای اتو کشیده هم خودشون هم دیگرون برای ایجاد ارتباط مشکل دارن. البته دیوونگی با (میبخشید) خریت فرق میکنه. 
  • الان وقتشه. نکنه فردا بگید کسی به ما نگفت. من دارم بهتون میگم الان وقتشه. تابستون ۸۶ فقط یه بار اومده و دیگه نخواهد اومد. فقط الان میتونید برید سفر و سالها بگید تابستون ۸۶ ما رفتیم فلان جا (مهم نیست کجا) و فلان کارو کردیم (مهم نیست چه کاری) و فلانی هم بود ( اینم مهم نیست که کی). ماشین ندارید؟ هواپیما که هست. هواپیما پولشو ندارید؟ با اتوبوس برید. بنزین سهمیه بندیه؟ بابا دولت پاسخگو و رئیس جمهور محبوب ۲۰۰ لیتر بنزین اضافه دادن که برید مسافرت. ۲۰۰ لیتر کمه؟ خوب دور نرید. اگر نمیتونید برید پاریس میتونید برید شاه عبد العظیم. اگر نمیتونید برید آلپ مگه دماوند چشه؟!! (میدونم الان میگید گوشه، چش نیست). منم میدونم اینا مثل هم نیستن اما "شانه عاج گر نبود بهر ریش      شانه توان کرد به انگشت خویش"         نمیخواد راه دور برید و خرج زیاد بکنید. وقت زیاد هم نمیخواد. صبح جمعه، با دوستاتون، نون و پنیر و سبزی بردارید برید اولین کوه نزدیک خونتون. کوه نبود دیگه یه درخت که گیر میاد. زیر اون درخت با اونایی که دوسشون دارید میدونید چه خوش میگذره؟؟ حالا بازم بگید کسی به ما نگفت!!!!!!!!!!!! فقط لطفآ یه کاری نکنید که اگر سری بعد رفتید اونجا خودتون هم حالتون به هم بخوره از اون همه کثیفی. محیط زیستو فراموش نکنید.

 

 

"بابی" 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/17ساعت 10:29  توسط ماری و بابی  | 
سلام

  • آخرین مرتبه که خندیدید کی بود؟ از اون مهمتر اینه که آخرین باری که کسی رو خندوندید کی بود؟ امروز نمیخوام بپرسم آخرین باری که کسی رو شاد کردید کی بوده، این مال بعد ولی خندیدن ویا حتی خندوندن اونقدر هم سخت نیست. یه دایی دارم که وقتی میخنده خالم بی اختیار خندش میگیره. وقتی خالم خندش بگیره، بچه هاش میخندن. با خنده بچه هاش شوهرش میخنده. اون که میخنده ما هم میخندیم. ما که بخندیم .............         واسه اینه که من داییمو خیلی دوسش دارم. نه تنها من همه دوسش دارن. چون با خنده ناقابل میتونه همه رو شاد کنه. شما هم میتونید. سعی کنید. اونوقت شما هم دوست داشتنی تر می شید. امتحان کنید.
  • تبریک میگم. بسکتبالمون المپیکی شد. نمیخوام بگم اما واقعآ نمیتونم جلوی خودمو بگیرم. فوتبالیستها و دست اندر کارای فوتبال خجالت بکشید. اینهمه برو و بیا و دبدبه و کبکبه جز برای مردم اعصاب خوردی چیز دیگه ای هم داشتید؟ قهرمانان تیم ملی فوتبال ایران برای شما آهنگ ساختن اما برای پهلوانان بسکتبال نه. برای شما اردوهای آنچنانی گذاشتن برای بچه های بسکتبال نه. شما قراردادهای میلیونی که نه میلیاردی میبندید اما اونا نه. ادعاهاتون هم که نگو و نپرس. انگار مردم وامدارتونن. هر روز تیتیش تر از قبل. میترسید ساقهای طلائیتون دیگه نتونه براتون پول بسازه؟ ارزش همه شما که نه همه ماها به اندازه یه دونه شن این کشور نیست. چطور به خودتون اجازه میدید اسمشو خراب کنید؟ درود بر شما فرزندان خلف ایران بی ادعاهای ( البته تا امروز) بسکتبالیست. از صمیم قلب دوستون داریم. زنده باشید و سر بلند.

 

 

"بابی"


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/17ساعت 9:50  توسط ماری و بابی  | 
 

کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/16ساعت 17:49  توسط ماری و بابی  | 

سلام

اميدوارم حالتون خوب باشه

 

1-     چند هفته پيش تصميم گرفتم كه اتاقم رو نقاشي كنم اون هم نه از طریق يك نقاش بلكه خودم . بعد از كلي سر و كله زدن با خانواده ی مخالف بالاخره موفق شدم و با كلي ذوق رفتم از هر رنگي كه به نظر قشنگ مي اومد و به اتاقم مي اومد يكي يه قوطي خريدم ... بماند كه در رنگ فروشي چقدر فروشنده بيچاره مكافات كشيد تا به من جنس و تركيب رنگها رو ياد بده فكر كنم يه يك ساعتي طول كشيد بعد هم خرامان اومدم خونه و مثل ملوان زبل يه اسفناج زدم تو رگ و رفتم سراغ اتاقم .... كل اثاثيه رو ريختم تو سالن و شروع كردم به تركيب رنگها بعد هم نقاشي .... اما چشمتون روز بد نبينه مگه تمام مي شد ؟؟؟ ولي چون خودم خواستم به روي خودم نيووردم اما باور كنيد شبها مثل جنازه ها بودم قيافه ام ديدني بود بالاخره بعد از 6 روز سالن خوابي رفتم توي اتاقم .... ولي الان كلي ذوق مي كنم وقتي توي اتاقم ميرم شما هم امتحان كنيد خيلي خوبه..... ولي يادتون باشه از تك رنگها استفاده كنيد تركيب رنگ كار نقاشهاست ....... گفته باشم !!!!!!

2-     شنيدم يه پير زن كانادايي ( البته كشورش دقيقا يادم نيست) بالاترين سرعت اينترنت رو در جهان داره و اين هم از لطف بي حد پسرش نسبت به مادرش بود ولي اين خانم فقط به چند سايت محدود سر مي زنه و اغلب هم خبري هستش .... حالا ما بالاترين سرعت رو نخواستيم اما تا كي بايد با سرعت افتضاح كنار بياييم؟؟؟؟؟؟؟؟

3-     ديروز رفتم تا تمبري كه به من قول داده بودن رو بخرم اما نمي دونم چرا توي اين مملكت بايد براي هر چيزي 1 ماه دوندگي داشته باشي تا به دستش بياري .... شايد هم سرگرم تهيه عكسهاي بچه هاي نمايندگان هستند ..... شگفت انگيز ناك وقتيه كه اين تمبرها ارزش قانوني پیدا می کنه و ميشه ازش استفاده كرد. ( منبع)

4-     شنيدم كه ايران براي صادر كردن گاز به هند داره 32 درصد تخفيف بهش ميده چرا؟ چه كساني پشت اين پرده هستند كه حاضرن 32 درصد حراج بزنن به مال مملكت اما اين قرارداد بسته بشه......  همه نوع حراج ديده بوديم اما حراج گاز !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۵- خاطرات كامليا ا.فرد كه در مورد علي دايي گفت براتون جالب نيست؟ اين براي هر پسر و دختري اتفاق مي افته ؟ حالا نوشتن داشت؟ به نظرتون مي خواست چي رو ثابت كنه؟ شايد هم روزنامه اي كه اينها رو چاپ كرده به دنبال هدفي بود اما هر چه كه هست خيلي در پيتي بود.

۶-     داشتم يه بار ديگه مطالب بابي رو مي خوندم .... چقدر دلسوزانه مي نويسه ؟؟ واقعا مثل باباهاي كوچك حرف مي زنه مگه نه؟؟؟ لااقل من كه اين طوري احساس مي كنم

۷-     در مورد كاشف و قوي بايد بگم .... همه ما كاشفهاي خوبي هستيم اما اين كه قوي هستيم يا نه يه كم جاي فكر داره... ولي باور كنيد در بعضي جاها نمي شه ادامه داد نميخوام بگم كه من آدم ضعيفي هستم اما بخاطر كلي اگر و اماها نمي شه . نمی تونی در بعضي از كارها مقاومت از خودت نشون بدي مجبوری که تحمل کنی یه چیز مثل اجبار يا تو اين مايه ها......

۸-     جالب ناك شده ما فقط چهارشنبه ها داريم آپ مي كنيم .... ظاهرا روز وبلاگمون چهار شنبه است.

 

در پناه حضرت دوست

**ماري**

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/10ساعت 11:30  توسط ماری و بابی  | 
کلی مطلب نوشتم اما برق رفت و ......................... یه بار دیگه می نویسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/10ساعت 10:38  توسط ماری و بابی  | 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 17:56  توسط ماری و بابی  | 
سلام

اميدوارم حالتون خوب باشه

يه سلام مخصوص به بابي كه اميدوارم حالش خوب خوب باشه.

غيبت اين چند روزه من هم بخاطر كار زياد و حوصله كم و اينترنت افتضاح و سوختگي دست راستم بود. حالا آقا اجازه! غيبتم موجه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستي

۱- چرا برنامه هاي تلويزيون اين جوري شدن؟ 

۲- چرا قيمت موبايل اين همه پايين اومد؟؟؟؟؟؟ به اين ميگن كنترل و نظارت (اي ول)

۳- چرا اين ايران هي با آمريكا بخاطر عراق سر ميز مذاكره ميشينه؟؟؟؟؟؟؟؟

۴- چرا قيمت لبنيات پايين نمي ياد يعني مردم ديگه نون و ماست هم نخورن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۵- چرا مستندي كه از هاله اسفندياري نشون مي دادن كامل نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يعني مردم اين قدر هم نبايد بدونن ؟؟؟؟؟؟؟؟

۶- چرا ايران باخت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم علي دايي............... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

** ماري**

 

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 17:45  توسط ماری و بابی  | 
تو هميشه حرفاتو با كلي پيچ و خم و ايما و اشاره به من ميگي..............!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من هم از اين به بعد حرفامو اين طوري برات مي گم....................

-ـ*،٪פ٪٫٪¤٬*،)*،*،٪،×٪

!٬،)*٫פ()٫،)*×٬٫،פ()ة ×٬٪!(¤))~()*،٬٫،¤×٫פ

ـ+¤)٫*،~،٫،פةی»]*٬)!(٫(¤،٪،٫٪!٪~٬¤(٪)ّ]ْ[ئ«یًُّ)¤)*٫ّ*٫ٍّ*٫¤()٬

ءیٍَ()٫ـ٬(¤،*٪،٫)(¤٪ـ٪ـ٫(٬)!*¤،٪(٪×ـ(×)¤*،٬×،!

حالا بگرد معني شو پيدا كن.................


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 17:22  توسط ماری و بابی  | 
ماری کجایی؟ غیبتت زیاده ....گواهی پزشکی هم قبول نیست. حتمآ باید با ولی بیای. هماهنگی قبلی هم که نکردی. قرار بود تو همیشه باشی من هر از گاهی حالا چی شد؟ منتظرم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 12:0  توسط ماری و بابی  | 

اگر یک بار نشد دوباره . نشد سه باره. اینقدر ادامه میدم تا بشه. کسی که میخوات به هدف برسه باید قوی باشه و با پشت کار. اتفاقا مطلبی رو که نوشتم و پرید در مورد همین موضوع بود.

  • کاشف و قوی

شما به دیگرون چقدر حق میدید که توی مسائل شخصی شما اظهار نظر یا اعمال نظر کنن؟ دیگرون به اسم محبت، تجربه، همفکری و مشورت، بزرگتری و کوچکتری و هر چیز دیگه که شما اسمشو میذارید... میتونن نظرشون رو در تصمیماتتون تآثیر بدن؟ به نظر من هیچکس به هیچ دلیل یا عنوانی حق نداره حق تصمیم گیری شما رو از شما بگیره. شما اونقدر میفهمید که دیگرون نخوان به شما امر ونهی کنن. مشورت، شنیدن نظر دیگرون و..... خوبه اما یادتون نره تصمیم گیرنده نهائی شمائید. دیگرون به اسم دوست داشتن و اینکه از شما بیشتر تجربه داره نباید بتونه تصمیماتتون رو وتو کنه. پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، دوست، دشمن یا هر کسی دیگه با هر عنوان و سمت باید بدونه که فقط و فقط میوته نظرش رو بده نه اینکه اعمال نظر کنه. شما رو دوست داره، شما به اون احترام میذارید، شما دوسش دارید، اون سن وتجربه اش از شما بیشتره، اینا میتونه حق تصمیم گیری در مورد مسائل شخصی شما باشه؟؟!!!! شما به هر دلیل به دیگرون حق اینو دادید که بتونه برای شما تصمیم بگیره اما شما باید این حقو از اونا بگیرید. یادتون نره که حق گرفتنیه نه دادنی. سعی کنید میتونید. مطمئن باشید میشه . قول میدم. اگر بدونید چقدر باحاله که بتونین خودتون تصمیم بگیرید که چی بپوشید یا نپوشید. یا چکار کنید یا نکنید. شاید قدرت اونی که حق شمارو گرفته از شما بیشتر باشه اما مطمئنآ راهی هست که بتونید حقتون رو بگیرید.

“Think. Always a better way. Maybe you find it”

"فکر کنید. همیشه یک راه دیگه هست. شاید شما اونی باشید که اون راهو پیدا میکنه" 

نمیدونم جمله کامل و صحیح هست یا نه؟ این جمله رو من سالها پیش وقتی کوچیک بودم توی یه کتاب آموزش زبان دیدم . این جمله تا امروز به من خیلی کمک کرده. امیدوارم برای شما هم مفید باشه. کاشف باشید و قوی. کاشف برای پیدا کردن راههای تازه و قوی برای رسیدن به هدف و پیمودن راه .  آب باشید. زلال و شفاف. رود باشید. رونده و خستگی ناپذیر برای از بین بردن سدهای سر راه. باد باشید. آزاده که هیچکس نتونه زندانیتون کنه. فریاد باشید. شاید خاموش شوید اما فراموش نمیشوید.

 شاد باشید.

"بابی"


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 11:58  توسط ماری و بابی  | 
ای بابا آدم این همه بنویسه اونوقت موقع پست کردن همه بپره. من حسابی عصبانیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 11:17  توسط ماری و بابی  |