- فکر میکردم اگر بیام خونه زمان بیشتری رو برای وب داشته باشم اما عملاً اینطور نشد. جمعه گذشته با اینکه پرواز باز هم کنسل شد جایگزینم از یک مسیر دیگه اومد و ساعت ۱۰ شب رسید. منم شنبه با اتوبوس راه افتادم به سمت خونه. آخه شنبه هم پرواز کنسل شد. اینطور شد که من یکشنبه خونه بودم و همون روز پدرم برای عمل جراحی بردیم بیمارستان. تا دیروز هم یا خواب بودم یا بیمارستان. امروز کم کم دارم به حال عادی برمیگردم. حال آقای پدر خوبه و منم کمبود خوابم جبران شده.
- "آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم .آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ... و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم"
دارم برای یه زندگی جدید آماده میشم. توی این زندگی جدیدم خیلی از کسانی که قبلاً بودم دیگه جایی نخواهند داشت. خیلی از کارهایی رو که انجام میدادم هم دیگه انجام نخواهم داد. میخوام خیلی چیزها عوض بشه. باید بعضی افراد و مکانها و کارها رو فراموش کنم. اینکه این فراموشی تا کجاها برسه نمیدونم. اونقدر پیش میرم که به آرامش برسم و بتونم برای زندگی جدیدم آماده بشم. برام دعا کنید.
-
میدونید بزرگترین دلیل اختلاف بین مادر شوهر ها و عروسها چیه؟ احساس مالکیت! درسته احساس مالکیت. همین دلیل هم برای اختلاف عروس و خواهر شوهر هم هست.
مادر شوهر و خواهر شوهر فکر میکنن پسر یا برادرشون مال خودشونه. هیچ کس دیگه ای رو نباید دوست داشته باشه جز اونها. هیچ موجود مونث دیگه نباید برای این شاه پسرمهمتر از اونها باشه. و هیچ موجود مونث دیگه هم نسبت به این شازده نباید احساس مالکیت داشته باشه. دقیقآ همین احساس رو هم عروس خانم نسبت به شوهر محترم داره. حالا در این شرایط در نظر بگیرید که این دو دسته در یک جایی با هم اختلاف بر سر مالکیت پیدا کنن. حتمآ میتونید تصور کنید که چه قشقرقی به پا میشه. مادر و خواهر این آقا پسر ازش میخوان این حق رو براشون به رسمیت بشناسه و عروس خانم هم که توقع داره مرد زندگیش فقط اونو به عنوان ملکه قلبش قبول داشته باشه. این میون هم که شاه داماد عزیز میمونه حیرون که چه غلطی باید بکنه.
میدونم حالا داد خیلی از شما خانمها در اومده که اصلآ هم اینطور نیست و هر کدوم بسته به موقعیت خودشون میخوان از حق مادر، خواهر و یا همسر بودنتون دفاع کنید. من هیچ اعتراضی به حق هیچ کدام از شما نمیکنم اما اینو میدونم که کسانی که این ادعاهای مالکیت بر پسرها رو دارن جز داغون شدن و ناراحتی برای پسر، برادر و یا همسرشون رو بدست نخواهند آورد. ما باید قبول کنیم که هر کسی به عنوان مادر، خواهر و یا همسر حقی رو دارن و فراموش نکنیم که آقایون هم حق دارن مادرشون رو دوست داشته باشن و میتونن خواهرشون براشون عزیز باشه و مطمئنآ همسرشون هم باید دوست داشته باشن. دوست داشتن دیگری باعث نمیشه دیگری از میدون بیرون بره و فراموش بشه و یا از دوست داشتن اونها چیزی کم بشه.
حالا یکی میاد میگه آخه تو که زن نداری چه حقی داری میای اظهار نظر میکنی. اصلآ میدونید من چرا اینو نوشتم؟ دلیلش تلفن امروز یه دوست بود. دوستی که تازه چند وقته که آشنا شدیم. بین دوست و آشنا من به آدم آهنی معروف شدم. کاری به درست یا غلط بودن این نظریه ندارم. با این دوست عزیزچند وقت پیش رفته بودیم بیرون. خواهر کوچیکم هم همرامون بود. میگم کوچیک فکر نکنید 4-5 سالشه. الان دبیرستان میره. خوب این خواهرم واقعا برام عزیزه به علاوه اینکه دختر خیلی مهربون و دوست داشتنیه. اینو من نه به عنوان برادرش بگم . حتی همین دوست محترم هم اعتراف داره. از بچگی خواهرم عادت داشت به من آویزون بشه. وقتی کوچیک بود همیشه میومد و سرش رو روی سینه من میذاشت و میخوابید. توی خونه ما همیشه با هم بازی میکردیم. با اینکه اختلاف سنی ما کم نبود. شاید اگر من به موقع ازدواج میکردم دخترم میتونست با خواهرم همبازی باشن. اون روز هم خواهرم تمام مدت دست منو مثل همیشه گرفته بود و با من راه میومد و صحبت میکرد. بعد از اون شب این دوست محترم ناراحت شد که چرا خواهرت اینقدر به تو آویزون میشه. یا اینکه چرا توی خیابون خواهرت رو میبوسی. اون روز من دلایل کارامو توضیح دادم و فکر میکردم دیگه نباید مشکلی در این مورد پیش بیاد. به هر حال. چند ماه پیش وقتی تازه یک ماه بود که رفته بودم داشتم با دوستم صحبت میکردم که از من سئوال کرد دلت برای کی از همه بیشتر تنگ شده؟ منم بدون رودرواسی گفتم برای خواهرم دلم از همه بیشتر تنگ شده. شاید باورتون نشه اگر بگم این شازده خانم چقدر ناراحت شد که من دلم برای خواهرم بیشتر از اون تنگ شده! اون توقع داشت بگم برای اون دلم از همه بیشتر تنگ شده که من هم حقیقت رو گفتم و ایشون هم بطور واضح حالش گرفته شد. شما نمیدونم چی میگید اما من نمیتونم همچین چیزهایی رو تحمل کنم برای همین هم رک و راست موضوع رو مطرح کردم و اون هم بعد از کلی بال بال زدن اعتراف کرد. منم با کمال تآسف مجبور شدم همه چیز رو تمام شده تصور کنم. هر چند چیز خاصی هم بین ما نبود. کسی که نتونه جایگاه دیگرون رو توی زندگی اطرافیانش قبول کنه جایگاه خودش رو از دست میده. (حالا اونایی که اصرار میکنن که بابی بیا ازدواج کن اینو داشته باشن. آخه من حال و حوصله کل کل در این مورد رو اصلآ ندارم) اینهایی رو که گفتم نمخوام تصور بشه که منظور من اینه که همه همینطورن، اما تعدادشون متآسفانه در ایران کم نیست.
خانمها و دختر خانمهای عزیز، باور کنید با این کارها فقط خودتون و عزیاتون رو آزار میدید و هیچ نتیجه ای جز کم کردن ارزش خودتون نخواهد داشت. هیچ وقت آقایون رو در موقعیت اجبار برای انتخاب یکی از طرفین قرار ندید. باور کنید شما میتونید بازنده این بازی بچگانه باشید و اگر هم شما ظاهرآ برنده بشید باز بازنده هستید. چون مطمئنآ ارزش شما کم خواهد شد.
شادمانیهایتان روز افزون
"بابی"

![]()
- این روزها هر جایی که می رم لباس عروس به تن همه می بینم: کوه ، محلمون ، جنگل ها ، حتی رودخونه ای که همش سرکش بود ساکت و آروم روش یخ زده و لباس تنش کرده ... خدا جونم ممنونم واسه این همه لباس عروس.
- این روزهای سرد به کسانی که دیگه حتی نمی تونن نون بیات هم بخورند سر بزنید ... چشم انتظار یه دل گرم با یه لبخند داغ هستند لطفا چشم انتظارشون نزارید.
- امیدوارم این سرویس حمل و نقل کشوری هر چه زودتر راه بیفته تا بابی خان بیش از اين انتظار نکشن و هر چه زودتر برگردند پیش خانواده .
- بودجه کم حجم و .... خدایا سال آینده رو به خیر بگذرون... کم گدا و گدا صفت بودند سال دیگه واویلا میشه امیدوارم بهترین شیوه برای سال آینده در پیش گرفته بشه...
- ذخیره ارزی کشور ۲ میلیارد دلاره .... ک ... ج ... ا .... م ... ی... ر...ه ذخیره میشه؟؟؟؟؟
در پناه حضرت دوست
** ماری **

- یکی داشته نون و پیاز میخورده و بعد از هر لقمه میگفته خدایا شکرت. یکی داشته از اونجا رد میشده میگه نون و پیاز میخوری و اینقدر خدا رو شکر میکنی اگر بوقلمون میخوردی چقدر خدا رو شکر میکردی؟! یارو میگه من خدا رو شکر میکنم ببینم خجالت میکشه.
خدایا شکرت که تعطیلات توی این ماه اونقدر زیاد بود که ادارات حسابی تعطیل باشن و کسی رو نتونن برای جایگزینی من پیدا کنن. خدایا شکرت که هواپیما سقوط کرد تا من بازم موندگار بشم. خدایا شکرت که برف فراوون اومد تا همه پروازها کنسل بشه و من بازم رفتنم تاخیر بیفته.
میدونید پیروزی یه گربه روی یه شیروونی داغ چیه؟ تحمل
منم دارم تحمل میکنم و بازم خدا رو شکر میکنم.
- یادم رفت بگم دیروز بالاخره اینجا بارون اومد. شاید باورتون نشه اما من دارم با تیشرت و شلوارک میگردم. هنوز هوا سرد نیست. یادتون نره من توی ایرانم.
- توصیه پزشکی. زد یخ بخورید یخ نزنید.
پروازتون سقوط نکنه
"بابی"

خیلی خدارو شکر میکنم که دوستام سالم موندن. حداقل تشکرم این میتونه باشه که تا اومدنشون کارمو ادامه بدم. با قدرت و با روحیه.
امروز یک خبر خیلی بد هم به من رسید. رئیسمون پدرش رو از دست داد. خیلی سخته که هیچ کاری نمیتونه بکنه. مجبوره بمونه تا جایگزینش بیاد. اینم یکی دو روز طول میکشه. امروز پدرش رو به خاک سپردن. روحش شاد.
پاینده باشید
"بابی"
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
سلام
همچنان سرم شلوغه و همچنان درگیر کار هستم. حیف شد که بابی خان نتونستن بیان ولی خوب با انرژی که در ایشون سراغ دارم می تونن این چند روز رو هم بگذرونن.
این روزها اینقدر خودمو درگیر کردم که حتی توی خواب هم دارم کار می کنم. وقتی که کار با زندگی قاطی میشه آخرش این میشه دیگه...
براتون روزهای شادی رو آرزو می کنم
در پناه حضرت دوست
** ماری **

- کی یادش مونده تصمیم کبری چی بود؟
برای کی مهمه حسنک کجا بود؟
پطرس فداکار چند سالش بود؟
اگه یادتون رفته مهم نیست. منم یادم نمیاد.
شادیهایتان روز افزون
"بابی"

در ورای این بودنها و زیستنها می درخشی
آفتاب زندگیم

اول به سراغ يهودي ها رفتند
من يهودي نبودم ، اعتراضي نكردم.
پس از آن به لهستاني ها حمله بردند
من لهستاني نبودم و اعتراضي نكردم.
سپس ، نوبت به كمونيست ها رسيد
كمونيست نبودم ، بنا بر اين اعتراضي نكردم.
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فرياد زدم كسي نمانده بود كه
اعتراضي كند ....
برتولت برشت؟
ديوارهای دانشگاه را بلندتر از
ديوارهاي زندان ساخته بودند ،
حق داشتند !
نگهباني از فکر ها خيلي دشوار تر
از نگهباني از جرم است.
سلام
مطالب بالا رو از وبلاگی که امروز بهش سر زدم گرفتم
بهش سر زدم چون هم اسم با وبلاگ ما بود
یعنی سکوت
این روزها خیلی خیلی خیلی سرم شلوغه برای همین شاید چند روزی فقط خواننده باشم!!!
در پناه حضرت دوست
** ماری **

MARY
CHRISTMAS
---------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام
تولد حضرت مسیح رو بهتون تبریک می گم .
یاد عزیزی که هر سال این موقع ها خونه ما رو غرق در شور و شادی می کرد گرامی باد... روحش شاد
** ماری **







