با خويشتن نشستن
در خويشتن
ش
ك
س
ت
ن
من ديگه از اين كه روزي بابي خان بياد و به وبلاگ سر بزنه كم اميد شدم ( كم اميد ديگه چه صيغه اي ؟؟؟) شما چطور؟؟؟

ببخشيد..... سلام
پ.ن: فقط براي بابي خان: خيلي دلم مي خواست ميل بزنم اما باور كنيد نمي شود .... اميدوارم درك كنيد

و دل درد می گیری و احساس می کنی اسبی تمام و کمال، با یال و کوپال و دم و شیهه و چشم و دندانها ، روی دلت ات مانده و فشار می آورد.
دل ات می خواهد و خودت نمی خواهی. دل ات می خواهد و دستور می دهد. دل ات می خواهد و بر اعصاب و اعضا و جوارح ات فرمان می راند:
بالا بیار!
صالح تسبیحی

چی شد؟
من که بالاخره نفهمیدم آقای کردان چرا اومد چرا رفت؟ بعد این که چرا این چند تا نماینده که می خواستند ازش دفاع کنند رو اجازه نداد؟ هاااااااااا حالا هی بگید جوانان شعور سیاسی داشته باشید آخه آقاجون با کدوم اطلاع رسانی؟ ؟؟!!!!
یه چیز جالب تر این که حالا همین نماینده ها که به آقای کردان رای اعتماد دادند آقای فقط برای مدرک بوده که حالا اومدند و رای عدم اعتماد دادند؟
بگذریم
این روزها همش بارون می یاد جای بابی خان سبز که خیلی بارون دوست دارند...

قلبم را با قلبت میزان می کنم
پرویز شاپور

من همچنان با سرماخوردگي مبارزه مي كنم و همچنان صدايم گرفته است و همچنان تنم مور مور است.
اين روزها ياد گرفتم اگه اوضاع به كام نبود يا از كسي بدي ديدم و يا كسي پاش رو گذاشت رو دمم توي دلم هزار تا شايد هم بيشتر بهش فحش و ناسزا مي گم تا دلم خنك شه قبلها هميشه سعي مي كردم يه گوش مفت گير بيارم و اينها رو بهش بگم اما الان توي دلم مي گم كلي هم خوشحالم كه حرفهايي كه نمشد به كسي بگي رو توي دلت بلند بلند تكرار كني آخ كيف داره مثلا به دوستت كه همش حرف مفت مي زنه توي دلت بهش بگي بسه ديگه اينقدر حرف مفت نزن و يا هر كسي كه خواستي .....
ياد گرفتم بلند بلند حرف بزنم مثل گياه .........

به دليل سرماخوردگي فعلا اصلا حال نوشتن رو ندارم.
شكستي
آنچنان كه
از تو هزاران تكه دارم
كوچكتر از خودم

برنده....
دستم سوزش مي گيرد اما دوباره محكم به دستم مي كوبي و مي گويي:
برنده....
سالهاست سوزش دستم يادآور پيروزيمان مي باشد.

لطفا پاشويه ام نكنيد
هذيانهايم را دوست دارم







