گاهی خوصله ام از خودم سر می رود مثل حالا و هر چه بر سر این دل می کوبم که شاید ناله ی یا خنده ای سر دهد انگار خاک میت بر سرش ریخته اند و چشم باز نمی کند و من در این زمان می ترسم ..........
می ترسم از این که نکند دچار شده اما نه عاشق .... نکند عادت شده .... نکند دلمردگی که می گویند این است؟
نمی دانم چرا از خود که دور می شم به کتابت پناه می برم اما به این جمله ات که می رسم: "الست بربکم؟ قالوا بلی " چنان حالم گرفته می شود که باز می کویم به سر این دل که شاید ناله ای سر دهد بی چشمداشت خنده.....
"ماری"
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
چرا گرفته دلت؟
مثل آنکه تنهایی
- چه قدر هم تنها!-
خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی.
دچار یعنی، عاشق!
و فکر کن چه تنهاست،
اگر ماهی کوچک،
دچار آبی دریای بی کران باشد.
چه فکر نازک غمناکی!
دچار باید بود.
"سهراب سپهری"
- اطرافیان بر روی ما تأثیر زیادی دارن. به جرأت می تونم بگم اطرافیان 80 درصد اخلاق، رفتار، گفتار و افکار ما رو به وجود میارن. ما هم خواه ناخواه بر روی اطرافیانمون تأثیر گذاریم. می بینید چقدر باید در انتخاب دوستان دقت کنیم و چقدر در بیان نظرات و حرفها دقت کنیم.
- مربی تیم ملی هم عوض شد. حالا باید صبر کرد و دید چی میشه. امیدوارم تیم ملی باعث سرفرازی ما و برافراشتن پرچم عزیز کشورمون بشه. الهی آمین.
- من دچارم. زمانی دلگیر بودم از دچار بودنم. الان می ترسم. می ترسم که نتونم اونطور که شایسته هست دچار باشم. دچار بودن سخته. خیلی سخت. امیدوارم در دچار بودن ثابت قدم باشم. بازم آمین.
- ماری خوشحاله. چون خوشحاله حال نوشتن نداره. منم خوشحالم. منم نمی تونم بنویسم. خیلی بده آدم فقط درداشو با دیگران شریک بشه و خوشیهاش رو فقط برای خودش بخواد. ما رو ببخشید. من قول میدم شادیهامو هم با شما شریک بشم.
شادیهایتان بی انتها
"بابی"







